اتاق بي حريم

 

الان چند دقيقه است که انگشتام روی کيبورد ه و به مونيتور زل زدم.
منتظرم که شايد کلمه ای؛ حرفی و يا داستانی به ذهنم برسه و بنويسم.
ولی ديدم بی فايده است!
به خودم ميگم آخه شاپرک منتظر چی هستی؟
هنوز اميدواری؟ فکر ميکنی دوباره اون شاپرک پوشيده و پنهان شروع ميکنه باهات به حرف زدن؟
يادت رفته؟ چقدر دعواش کردی؟ چقدر نصيحتش کردی؟
بی خودی منتظر نمون.
برو........

+   شاپرك ; ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۸ آبان ۱۳۸۱
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir