اتاق بي حريم

 

چند روز ديگه دوباره کلاس های درس شروع ميشه
دوباره صدای زنگ ساعت
دوباره با عجله ، نصفه نيمه صبحونه خوردن
دوباره صندلی و ميز و نيمکت
دوباره پنجشنبه های شيرين و جمعه های گس
دوباره دنبال جزوه گشتن ها و جزوه کپی کردن ها
دوباره اضطراب شبهای امتهان و نمره و ...
دوباره شمردن جلسات غيبت
دوباره.................
همه اين دوباره ها هست
همه اين دوباره هاهنوز برای خيلی ها هست ولی برای من ديگه تموم شد.
فقط زمانی ممکنه دوباره اين دوبارهها شروع بشه که همه اين نفرت های
تهنشين شده در وجودم رو فراموش کنم.
نفرت از سردی بچه ها ،نفرت ازبی امکاناتی دانشگاه ،نفرت از بی لياقتی بعضی استادها،....
آره! برای شروع همه اين دوبارهها بايد اين نفرت ها رو فراموش کنم
بايد دوباره به نويدی پوچ خودم رو دلخوش کنم،يا علی بگم و شروع کنم.
شايد در انتهای مسير معجزه ای اتفاق افتد
شايد در انتهای مسير قصری باشد
شايد باغیُ درختیُ گلستانی باشد
شايد آسمانی آبی و خورشيدی طلائی باشد
شايد..............

+   شاپرك ; ٤:٠٥ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٩ شهریور ۱۳۸۱
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir