اتاق بي حريم

شب احياء

قرار بود امسال ماه رمضون روزه بگيرم
قرار بود توي ماه رمضون كلي با خدا حرف بزنم
قرار بود از خدا توي اين ماه خيلي چيزا بخوام
قرار بود….
خيلي چيزا قرار بود اتفاق بيوفته
ولي ….
همه اون دليل و برهان هايي كه جمع كرده بودم تا اينكه خودم راضي كنم و ماه رمضون روزه بگيرم فقط به اندازه 3 روز دووم آوردن
به خودم گفتم خيله خوب حالا كه روزه نگرفتم پس شب قدر هم از خدا نبايد چيزي بخوام
مي خواستم يه جوري خودم تنبيه كرده باشم.
براي همين
قرار نبود برم احياء
قرار نبود شب قدر از خدا چيزي بخوام
قرار نبود دعايي كنم
قرار نبود صدايي كنم
قرار نبود…..
تا اينكه ديروز عصر يه نفر ازم خواهش كرد براش دعا كنم.
-من؟ من دعا كنم؟ اونم براي تو؟ تو كه سيدي؟ كه با ايمان تر از من هستي؟
-آره برام دعا كن.

+   شاپرك ; ٢:٥۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٤ آذر ۱۳۸۱
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir