دلم شیرین شده

تنبلی میکردم که لیست خریدم رو از توی کیفم در بیارم
داشتم فکر میکردم که غیر ازماست و هویج و شکر دیگه چی می‌خواستم 
وقتی گوشیم زنگ خورد اصلا فکرشم نمی‌کردم داداشی باشه ‌‌‌
ولی بود
گفت فهمیدی که دارم میام پیشت
میدونست که میدونم ولی دوباره گفت که این دفع با هم این خوشی رو مزه مزه کنیم
 معلوم نیست کی باشه  ولی همین خبر نصفه نیمه هم انقد خوشحالم کرده که میتونم کلی رویاهای صورتی ببافم

/ 2 نظر / 11 بازدید
Melikbaba

خوشحالم واست . شادي هاي زندگيت افزون شود . شاد زي

آنی

میدونم چه کیفی داره